خدای من ...! ماشالااا چچقدر امروز نححس بود!!! وااااییییی...!! اون
از بارون سیلی که گرفت و زیرش تموم لباسمون خیس شدن !اون از ماشین گیر نیومدن ! اون از دعوا با بیتا!
اون از نگرانی خاله به خاطر دیر کردنش(داشت میمرد از نگرانی بنده
خدا!!) اون از عذاب وجدانای من ..! اون از دعوا با مامان بابا ... !!!
wow!
خدایا یعنی یه روز میشه من 31 شهریور رو فراموش کنم ... ؟ روز تولدشو...؟
حتی نمیدونم میدونی که من یادم هست یا نه !! ولی تو که نمیدونی من.................... بیخیال..
من تاحالا ندیده بودم آواتار love بذاری !! چی شده ؟؟ دوباره عاشق شدی شیطون؟
مهم نیس.. من که دیگه خاکت کردم تو قلبم ..
به امید اینکه دیگه پا نشی..
+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 1:55  توسط غزل
|
ولی دیشب هم روحت مهمونم بود عزیزم! داشتیم حرف میزدیم ... میگفتی غزل ببین ما نمی تونیم دو تا دوست معمولی باشیم ! اصلا نمیتونیم هیچ رابطه ای داشته باشیم ! گفتم چرااااا آخه ...؟؟ وجودت واسم کافیه بخدا.. کاریت ندارم ... گفتی چون عشقت هنوزم برام سوزانه .. بدجور می سوروزنه ! غزل ما شرایطشو ندارم , ترو خدا بفهم ..
بعد گذاشتی رفتی.. هر چی داد زدمم بر نگشتی..
(کاش لاقل همینجوری بود... ! )
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 16:2  توسط غزل
|
میدونم هیچوقت اهل کتاب نبودی زیاد...ولی خب من چه کنم که خیلی دوست دارمشون ..
این
رمان هم تموم شد! یادمه راهنمایی که بودم خانوم احسان معلم ادبیاتمون
همیشه میگفت رمان میخواین بخونین بامداد خمارو بخونین ! بالاخره منم به
توصیه ش عمل کردم و الحق و الانصاف که اصلا هم پشیمون نشدم ..
داستان
یه دختر از خانواده ی عیانه که عاشق یه شاگرد نجار میشه ! واسه ی رسیدن به
اون به همه چیز پشت پا میزنه .. برای رسیدن بهش زخم زبون همه ی فامیل,کتک
های پدر و مادرش و .. رو تحمل میکنه .. پسره هم که ماشالله نه چک زد نه
چونه عروس به این خوشگلی اومد تو خونه ! ولی آیا آنها خوشبخت میشوند؟آیا
عشق سوزان میتواند جلوی اختلاف طبقاتی, فرهنگ و تفاوت ها بایستد؟
ادامه در بامداد خماره فول ور÷ن ! از اینجا دانلود کنید
میگم حالا جای شکرش باقیه که ما فرهنگامون اون قدرام از هم دور نیس...
پ. داشتم خوابتو میدیدم یهو مامان اومد صدام زد , 2 متر پریدم ...!
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت 15:8  توسط غزل
|
یادته میگفتی غزل امیدم به زندگی فقط تویی ؟! ببخشید که الان این جمله رو یکم تغییر باید بدم !
"غزل , هر چیزی به جز تو میتونه امید زندگیه من باشه ... "
مهم نیست.. امید زندگیم تو بودی عزیزم ! هستی..! الان که نیستی دیگه امیدی نیست .. نفس های بی هدف..
میگن زندگی کن! آرزو داشته باش!!ولی من هیچی نمیخوام ...! ماشین خونه پول کامپیوتر!! بخدا اگه تو نباشی اینا هیچ ارزشی ندارن واسم ! فوقش یه روز باهاشون دلمو خوش کنم ! تموم میشه بعد ..! من فقط تو رو میییخوااااام .. تویی که تموم نمیشی واسم..
وقتی بهت فکر میکنم خیلی دلم میخواد بدونم داری چی کار میکنی! میتونی حس کنی که بیادتم یا نه .. ؟
الان آنلاینی ها... راحت میتونم آی دی تو چک کنم ..
به هر چی عاشق و معشوق که بهم رسیدن جسودیییم میشه , هر کی هر چی میخواد بگه .. عقده حسرت ... !
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 0:59  توسط غزل
|
از زندگی از این همه تکرار خسته ام از های و هوی کوچه و بازار خسته ام دلگیرم از ستاره و آزرده ام ز ماه امشب دگر ز هر که و هر کار خسته ام دل خسته سوی خانه تن خسته می کشم آوخ ... کزین حصار دل آزار خسته ام بیزارم از خموشی تقویم روی میز وز دنگ دنگ ساعت دیوار خسته ام.
*********
>
ميگم
اين جمله رو شنيدي كه ميگن كسي كه لياقت اشكاتو داشته باشه اشكتو در نمي
ياره ؟ پس يعني الان لياقت اشكامو نداري؟! اخه اشكا واسه خودشون مياد..
تقسير تو نيس كه .. چرا مي اندازن گردن تو ...!
**************
راستي
اين روزا ماشالله چرا اينقدر آدم بي دين ميخوره به پستم نميدونم ! ميگن
جهنم بهشتي وجود نداره ! اينا رو يه مشت آدم انداختن تو ذهنت واسه منفعت
خودشون ! ولي من مطمئنم آخرت وجود داره اگه نداشته باشه اين زندگيمون
خيليييييييييييييي مسخره س ! خيليييييييي! بيا من 600 تا دروغ ميگم ميرم
دزدي .مال مردم ميخورم خيانت ميكنم ! ديگه اونقدر هم تو بدي غرق ميشم كه
چيزي به اسم عذاب وجدان وجود مخواهد داشت توم ! كه چي؟! نبايد سزاي اين
كارامو ببينم ؟! اين دنيا واسه ي جبران بعضي چيزا واقعا كوچيكه حقيره
هنوز! اينجا مزرعه ي اخرته ! ديگه ببين اونور چي هست ...! ولي لاقل لاقلش
اينه كه تقريبا همه شون خدا رو قبول دارن
پ.دلتنگي واسه عشقم كم بود ، داداشي مم اضافه شد عشق سابق! داداش سابق ! بدبختي داريما! كي ميشه غزل هم غزل سابق اين دنيا شه !
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 10:58  توسط غزل
|